( عانیة ) عانیة. [ ی َ ] ( ع ص ) مؤنث عانی. یقال: امراءة عانیه؛ زن اسیر و بندی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
عانیة. [ نی ی َ ] ( ص نسبی ) مؤنث عانی منسوب به عانة است که دهی است بر فرات. رجوع به عانة شود. ( منتهی الارب ). || شرابی است منسوب به عانات و هی موضع من ناحیة الجزیره. ( مهذب الاسماء ).
(یِ ) [ ع. عانیة ] (ص. ) ۱ - مؤنث عانی، زن بندی و گرفتار. ۲ - زن (بدان جهت که چون شوی بر او ظلم کند کسی به فریادش نرسد )، ج. عوانی.
عانیة
مؤنث عانی؛ زن بندی و گرفتار.
زن (بدان جهت که چون شوی بر او ظلم کند کسی به فریادش نرسد)
عوانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معانیهای بسیارست اندر دل مرا لیکن نگنجد چون سخن در دل زبان و ترجمان دارد
💡 اگر از جام او داری تو شوقی تو داری در معانیهاش ذوقی
💡 از عرق در مرگ رو اندیشه کن در معانیها عبادت پیشه کن
💡 رو تو این راه و رضا ده برقضا تا دهندت در معانیها عطا
💡 مرا دعوی رسد در کلّ آفاق که هستم در معانیهای او طاق
💡 بجز نیکی مکن تا نیکیت پیش درآید این معانیها بیندیش