( عامة ) عامة. [ م م َ ] ( ع اِ ) مردم بی علم و فرومایه. || هر چیز که شامل همه گردد و عمومیت داشته باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || چوبهای بهم بسته که بدان از دریا و جوی گذرند و صواب عامَه است. ( منتهی الارب ). || مقابل خاصه. همه مردم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قیامت بدان جهت که همه را فراگیرد. || جماعة و فی حدیث عثمان انّک امام عامة؛ ای امام الجماعة. ( منتهی الارب ). || بیخ دستار.
عامه. [ م ِه ْ ] ( ع ص ) سرگشته در گمراهی. متردد درراه و منازعت. ج، عُمّه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
(مِّ ) [ ع. عامة ] ۱ - (اِفا. ) همه، همگان. ۲ - عموم مردم.
= عامّ
مونث عام، همه، همه مردم، همگان، خلاف خاصه
۱ - مونث عام آن چه که شامل همه گردد چیزی که عمومیت داشته باشد. ۲ - همه مردم مقابل خاصه. ۳ - مردم جاهل مقابل خاصه. ۴ - اهل سنت مقابل شیعه. یا امور عامه. یا الهیات به معنای اعم مسایلی است که به قسمی خاص از موجودات اختصاص ندارد مانند: وحدت شیئیت کلیت جزئیت ماهیت علیت و غیره به عبارت دیگر در امور عامه از وجود و موجود به طور مطلق بحث می شود و شامل وجود واجب و ممکن و عقول و نفوس و فلکیات و عنصریات و جز آنهاست مقابل الهیات به معنای اخص که در آن بحث از ذات و علم و قدرت و صفات و اسمائ حق می شود.
سرگشته در گمراهی. متردد در راه و منازعت.
💡 ترا اندوهِ نان و جامه تا کی ترا از نام و ننگ عامه تا کی
💡 مباش عام که عامه به جهل تهمت خویش چه بر قضای خدای و چه بر قدر دارد
💡 مردی، چرا شوی به در عامه طفلوار شیری، چرا کنی ز سر لابه سگ دمی
💡 گفت من اینها ندانم حجتی که بود در پیش عامه آیتی
💡 همچنین ژنده جامه باید بود در خورِ عقل عامه باید بود
💡 زهد عامه ست از دنی دنیا زهد خاصه بود ز غیر خدا