عاذل

لغت نامه دهخدا

عاذل. [ ذِ ] ( ع ص )ملامت کننده. ج، عَذَله، عُذّال، عاذِلات، عَواذل. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( غیاث اللغات ):
مرا گفت ای ستمکاره بجانم
به کام حاسدم کردی و عاذل.منوچهری.|| ( اِ ) رگ خون استحاضه که از آن خون سیلان پیدا میکند. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). || نام ماه شعبان یا شوال در جاهلیت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ) ( السامی فی الاسامی ).

فرهنگ معین

(ذِ ) [ ع. ] (اِفا. ) سرزنش کننده، ملامت - کننده.

فرهنگ عمید

ملامت کننده، نکوهش کننده، سرزنش کننده، ملامتگر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ملامت کننده ملامتگر جمع عذله عذال عذل عاذلات عواذل.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به رگ زیرین رحم، عاذل می گویند.
عاذل رگی در پایین رحم زن است. گفته شده خون استحاضه از آن خارج می شود.

جمله سازی با عاذل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا خواهد گریزاندن به شعبان جفای حاسد و غوغای عاذل

💡 غار جسمی ان یراه عاذل او عاذر انه یحکی صفاتا من صفات شمس دین

💡 مرا گفت: ای ستمکاره به جانم! به کام حاسدم کردی و عاذل

💡 انی امرؤ لایبالی کلما عذلوا ان شت یا عاذلی قم ناد فی‌الناس

💡 و من الدلائل ان یری من عزمه طوع الحبیب و ان الح العاذل

💡 عاذلا چندین سرائی ماجرا پند کم ده بعد از این دیوانه را

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز