( عادیة ) عادیة. [ ی َ ] ( ع ص ) شتران سخت دونده. ( منتهی الارب ). || شتران ماننده ( مانده ؟ ) در طاقستان که به شور گیاه میل نکنند. || کاری که باز دارد ترا از چیزی. || گروهی از قوم که جهت کارزار بدوند یا آنکه پیشتر حمله کنند از پیادگان. ( منتهی الارب ).
(یَ یا یِ ) [ ع. عادیة ] (ص. اِ. ) سخت دونده (شتر )، ج. عوادی.
(یَّ یا یُِ ) [ ع. عادیة ] (اِفا. اِ. ) ۱ - مؤنث «عادی »، متجاوزه، متعدیه. ۲ - جماعتی که مستعد قتال باشند. ۳ - بعد، دوری. ۴ - شغلی که مرد را از هر کار باز دارد. ۵ - ظلم، شر.
ویژگی آنچه سرایت می کند.
( صفت اسم ) سخت دونده ( شتر ) جمع عوادی.
سخت دونده (شتر)
عادیة
عوادی.
مؤنث «عادی»؛ متجاوزه، متعدیه.
جماعتی که مستعد قتال باشند.
بعد، دو
شغلی که مرد را از هر کار باز دارد.
ظلم، شر.