عادیه

لغت نامه دهخدا

( عادیة ) عادیة. [ ی َ ] ( ع ص ) شتران سخت دونده. ( منتهی الارب ). || شتران ماننده ( مانده ؟ ) در طاقستان که به شور گیاه میل نکنند. || کاری که باز دارد ترا از چیزی. || گروهی از قوم که جهت کارزار بدوند یا آنکه پیشتر حمله کنند از پیادگان. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(یَ یا یِ ) [ ع. عادیة ] (ص. اِ. ) سخت دونده (شتر )، ج. عوادی.
(یَّ یا یُِ ) [ ع. عادیة ] (اِفا. اِ. ) ۱ - مؤنث «عادی »، متجاوزه، متعدیه. ۲ - جماعتی که مستعد قتال باشند. ۳ - بعد، دوری. ۴ - شغلی که مرد را از هر کار باز دارد. ۵ - ظلم، شر.

فرهنگ عمید

ویژگی آنچه سرایت می کند.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) سخت دونده ( شتر ) جمع عوادی.

ویکی واژه

سخت دونده (شتر)
عادیة
عوادی.
مؤنث «عادی»؛ متجاوزه، متعدیه.
جماعتی که مستعد قتال باشند.
بعد، دو
شغلی که مرد را از هر کار باز دارد.
ظلم، شر.

جمله سازی با عادیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست خالی نقش ترکیبم زنقش عادیه خود گرفتم درنهادم قوّت امّاره نیست

💡 و قال (ص): «لا یزال هذا الامر فی قریش لا یعادیهم احد الّا کبّه اللَّه فی وجهه لما اقاموا الدّین».

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
ستون یعنی چه؟
ستون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز