لغت نامه دهخدا
طیاری. [ طَی ْ یا ] ( حامص ) طیار و آماده و مهیّا بودن. || اصطلاحی بوده است. تریاک مالی.
طیاری. [ طَی ْ یا ] ( حامص ) طیار و آماده و مهیّا بودن. || اصطلاحی بوده است. تریاک مالی.
(طَ یّ ) (حامص. ) (عا. ) تریاک مالی.
تریاک مالی.
(عا.)
تریاک مالی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر عیاری خشک و ترت سوختنی است ور طیاری بال و پرت سوختنی است
💡 زهی به قوت شاهین بازویت کرده به هر دیار ترازوی عقل طیاری
💡 کسی به وجه حسن می شود حسن هرگز مقام جعفریت کی رسد به طیاری؟
💡 به آفتاب و به ماه و به اختران و فلک چه دادهای تو که بیپر کنند طیاری
💡 مرغان ابراهیم بین با پاره پاره گشتگی اجزای هر تن سوی سر برداشته طیاریی