لغت نامه دهخدا
طاووسی. [ وو ] ( ص نسبی، اِ ) رجوع به طاوسی شود.
طاووسی. [ وو ] ( ص نسبی، اِ ) رجوع به طاوسی شود.
[ معر - فا. ] (ص نسب. ) ۱ - منسوب به طاوس. ۲ - سبز زرین، سبز دینارگون. ۳ - آن که به چند رنگ زند. ۴ - نوعی جامة رنگین.
۱. رنگ سبز طلایی، به رنگ پر طاووس.
۲. دارای چنین رنگی.
۳. (اسم ) (زیست شناسی ) درختچه ای زینتی با شاخه های نازک سبزرنگ، برگ های باریک ساده، و گل های زرد معطر شبیه گل اقاقیا که گونه های مختلف دارد.
۴. [قدیمی] نوعی جامۀ رنگین.
منسوب به اوو، سبززرین، خوشرنگ، برنگ سبزوطلائی، برنگ پرطاووسی
طاووسی ( نام علمی: Genisteae ) نام یک طایفه از تیره باقلاییان است.
طاووسی (broom)
گروهی از درختچه های جنس spartium، از تیرۀ بقولات. غالباً برای زیبایی گل های زرد درخشانشان پرورش داده می شوند.
معرب
منسوب به طاوس.
سبز زرین، سبز دینارگون.
آن که به چند رنگ زند.
نوعی جامة رنگین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز من دل برده رنگین جلوه شمشاد بالایی خرام دام طاووسی فریب آغوش اعضایی
💡 آهویی و در مرتع خطت همه پویه طاووسی و در گلشن رویت همه طیران
💡 رفت سرما و بهار آمد چون طاووسی به سوی سبزه برون آمد هر محبوسی
💡 به رفتن رشکِ طاووسی به گفتن غیرت طوطی به معنی روحِ مغلوبی به صورت ماهِ رخشانی
💡 ازین تیره قفس بر پر که مر سیمرغ جانت را نماند بال طاووسی دراین زاغ آشیان روشن
💡 دیدی ای دل شد به ما آخر کمال ما وبال همچو طاووسی که پر بی شبهه دشمن باشدش