صحی
لغت نامه دهخدا
صحی. [ ص ِح ْ حی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به صحت. درخور بودن از نظر صحت و بهداشت.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به صحت. ۲ - در خور بودن از نظر صحت بهداشتی.
جمله سازی با صحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 که ای نمونه ی نقش نگارخانه ی کن مکن صحیفه دل را سواد نقش و نگار
💡 خزان صحیفه پایان دفتر عمر است به این صحیفه رسیدهاست دفتر ما نیز
💡 فَاتَّقُوا اللَّهَ ای احذروا عقابه، و اطیعون فی نصحی.
💡 فرشته شوق رخت گر گنه نویسد و جرم صحیفة عمل بنده بر بود ز گناه
💡 از صحیفه هستی نقش خود نمائی حک پس بحق شوی باقی بر یقین رسی از شک
💡 بود پس صحیح این خبر پیش من تو گفتی که بودم در آن انجمن