شوفر

لغت نامه دهخدا

شوفر. [ ش ُ ف ُ ] ( فرانسوی، اِ ) راننده اتومبیل. راننده. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(فُ یا فِ ) [ فر. ] (اِ. ) رانندة اتومبیل.

فرهنگ عمید

رانندۀ اتومبیل.

فرهنگ فارسی

راننده اتومبیل، مامورمواظبت ازماشین بخار
( اسم ) راننده اتومبیل راننده. توضیح احترازاز این کلمه بیگانه اولی است.

جمله سازی با شوفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پاسبانی به کف گرفته تفنگ شوفری با مسافران در جنگ

💡 شوفر را گفت در گرما چنین سیر برای چرخ‌ها خوبست یا خیر؟

💡 چون‌بخوردند کودکان همه چای به شوفر گفتم ای رفیق مپای

💡 شوفر نیز اندران فرصت به ‌ماشین فشاند آب خنک در جوی پایین

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز