شناختی
مترادفها
معرفتی، ادراکی
متضادها
غیرشناختی، ناخودآگاه
فرهنگستان زبان و ادب
{cognitive} [روان شناسی] مربوط به شناخت
ویکی واژه
مربوط به شناخت.
جمله سازی با شناختی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قیمت سر را کنون بشناختیم کش به سم اسب شاه انداختیم
💡 چو سر در باختی بشناختی سر چو سر بشناختی از سر میندیش
💡 کور مرغانیم و بس ناساختیم کان سلیمان را دمی نشناختیم
💡 تا تجلی کرد واجب نقش ممکن شد فنا بی اسیری مایکی بودیم و دو نشناختیم
💡 وز آن پس به ناورد ما تاختید بکشتید ما را و نشناختید
💡 فرآیندهای شناختی در مغز انسان شامل پیچیدهترین فعالیتهایی است که از طریق آنها ما میتوانیم اطلاعات محیطی را دریافت، پردازش و سپس بر اساس آنها تصمیمگیریهای مهم انجام دهیم.
💡 روانشناسان برای درک بهتر رفتارهای انسانی، از آزمونهای مختلف شناختی استفاده میکنند تا میزان دقت، حافظه و تواناییهای ذهنی افراد را در شرایط مختلف به دقت مورد ارزیابی قرار دهند.
💡 توسعه مهارتهای شناختی در دوران کودکی نقش بسیار حیاتی در موفقیت تحصیلی و تواناییهای حل مسئله در بزرگسالی ایفا میکند و باید مورد توجه جدی قرار گیرد.