فرهنگ معین
(شَ دُ لْ لَ ) [ ع. ] (ص مر. ) با لحن تند، زننده (فره ). ۲ - درشت گوی (فره ).
(شَ دُ لْ لَ ) [ ع. ] (ص مر. ) با لحن تند، زننده (فره ). ۲ - درشت گوی (فره ).
۱. دارای لحن تند و زننده.
۲. درشت گوی.
۱- با لحن تند زننده: اعلامیه شدید الحنی صادر کرد. ۲- درشتگوی: مردی شدید الحن است.
با لحن تند، زننده (فره)
درشت گوی (فره)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوموسی با علی بیعت نمود و با وجود اینکه با روی کار آمدن علی، اکثر حاکمان گمارده شده از سوی عثمان، عزل شدند، در مقامش ابقا شد. اما وقتی که جنگ بین طلحه و زبیر و عایشه با علی بالا گرفت، ابوموسی موضعی بیطرف اتخاذ کرد و با وجود تحت فشار گذاشتنش، از تصمیمش منصرف نشد. حامیان علی وی را از کوفه بیرون کردند و علی نامهای شدیداللحن به وی نوشت و عزلش کرد. اما چند ماه بعد، علی، به وی امان داد.