شب نما
مترادفها
منظره شب، چشمانداز شب
لغت نامه دهخدا
شبنما. [ ش َ ن َ / ن ِ / ن ُ ] ( نف مرکب ) شب نماینده.( فرهنگ فارسی معین ). که در شب نمایان سازد. || آنچه به شب جلوه کند و بدرخشد مانند ساعت و پارچه و تابلو. ( فرهنگ فارسی معین ). که شب متجلی شود. که در شب نموده شود. که به شب هنگام نشان داده شود.
- ساعت شب نما؛ ساعتی که در تاریکی شب و بی استعانت روشنایی اعداد دوازده گانه منقوش بر صفحه آن به چشم آید. ساعت که نقش اعداد دوازده گانه صفحه آن از فسفر باشد و بدین سبب در تاریکی شب به دیده درآید و دیده شود.
|| برطرف کننده تاریکی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(شَ. نَ ) (ص فا. ) ۱ - آن چه به شب جلوه کند و بدرخشد. ۲ - برطرف کنندة تاریکی.
فرهنگ عمید
ویژگی آنچه در شب می درخشد و نمایان است مانند ساعت شب نما.
فرهنگ فارسی
آنچه که درشب بدرخشدونمایان باشدمانندساعت شب نما
ویکی واژه
آن چه به شب جلوه کند و بدرخشد.
برطرف کنندة تاریکی.
جمله سازی با شب نما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا به دیده درون خواب از کجا آید؟ که شب نماند به عالم ز پرتو رویش
💡 گو همه شب نماز کن کی به قبول او رسد تا نبود ز خون دل عاشق او وضوی او
💡 و رسول را گفتند (ص)، «فلان زن روزه دارد و شب نماز کند، لیکن همسایه برنجاند». گفت، «جای وی دوزخ است». و گفت، «تا چهل سرای همسایه بود». زهری گفته است، «چهل از راست و چهل از چپ و چهل از پیش و چهل از پس».
💡 نیزهای بسکه از آهم بکف هر کوکب شب نماید ز فلک همچو علم از سرتل
💡 شب را چسان به صبح رسانم کجا روم هر چند گفتمش مرو امشب نماند و رفت