شاهانی
مترادفها
شاهانه، سلطنتی
متضادها
مردمی، عامیانه
لغت نامه دهخدا
شاهانی. ( ص نسبی ) منسوب به شاه. ( از اقرب الموارد ).
شاهانی. ( اِ ) نام قسمی انگور سیاه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شانی شود. قسمی انگور سیاه رنگ کشیده دانه و بیشتر خاص قزوین است. شانی. ( در تداول مردم قزوین ).
- شراب شاهانی؛ نوعی شراب که از انگور موسوم به شاهانی یا شانی سازند.
|| نام قسمی خرما در جیرفت. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
انگور شاهانی، نوعی انگور.
فرهنگ فارسی
نام قسمی انگور سیاه
ویکی واژه
(گیاهی): نوعی انگور سیاه رنگ و دارای دانههای کشیده.
جمله سازی با شاهانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه شاهانی که تخت و تاج خواهند ازین دههای ویران باج خواهند
💡 مظفّرِ کرمان شاهانی گوید درویش آن بود که او را بخدای حاجت نبود.
💡 پادشاهانیم و گردون پای تخت ما، ولی بیمبالاتی نگر طبل و علم گم کردهایم
💡 بجز شاهانی حسین رحیمخانی کاریکاتوریست نیز مقالهای در باب تقلید محصص از کاریکاتوریستهای اروپایی دارد.
💡 این جهان از دست شاهانی برون کردی که بود هر یکی را چون فریدون ملک، صد پیشکار
💡 پادشاهانی که در دین آمدند جمله در کار از پی این آمدند