سیحون
لغت نامه دهخدا
سیحون. [ س َ ] ( اِخ ) رجوع به سیردریا شود.
فرهنگ فارسی
یا [سیحون] رودیست در آسیای مرکزی بطول ۲۷٠٠ کیلومتر که از مرتفعات شرقی نجد ایران سرچشمه گرفته بدریای آرال ( دریای خوارزم ) ریزد.
فرهنگ اسم ها
اسم: سیحون (پسر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: seyhun) (فارسی: سیحون) (انگلیسی: seyhun)
معنی: از رودهای معروف در شمال ایران قدیم، ( اعلام ) ( = سیردریا ) رودی در قرقیزستان و قزاقستان به طول حدود کیلومتر، که از دره ی فرغانه می گذرد و به دریای آرال می ریزد، از رودهای معروف در شمال ایران قدیم که به دریاچه آرال می ریزد، این رود اکنون در قرقیزستان و قزاقستان جاریست
دانشنامه عمومی
سیحون (ازبکستان). سیحون ( به ازبکی: Saikhun ) یک منطقهٔ مسکونی در ازبکستان است که در شهرستان سیحون آباد واقع شده است. سیحون ۵٬۴۳۹ نفر جمعیت دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:سیردریا، رود
ویکی واژه
(جغرافیا): سیحون یا سیردریا رودی است در آسیای مرکزی که از بلندیهای شرقی ایران سرچشمه میگیرد.
جمله سازی با سیحون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرد و بخار رزم به خوارزم خفته کرد جیحون بهدست این بدو سیحون به دست آن
💡 ابوالفضل لیره (زادهٔ ۱۳۵۰)، نقاش ایرانی، با الهامگیری از موسیقی متن فیلم، یک نمایشگاه نقاشی با نام آژانس شیشهای در سال ۱۳۸۰ در گالری سیحون تهران برگزار کرد.
💡 فرات و دجله و جیحون و نیل و سیحون است بهگاه بخشش او بیخ شاخ را چاکر
💡 او نمایشگاههایی در گالریهای هما و سیحون و موزهٔ هنرهای معاصر تهران برگزار کردهاست. آثار او همچنین در حراجهای کریستیز، بونامز و فیلیپس عرضه شدهاند.
💡 اقبال او رسیدست از روم تا به توران فرمان او رسیدست از نیل تا به سیحون