لغت نامه دهخدا
سکوی. [ س َ ] ( اِ )سکو است که بلندی در خانه و باغ و پایهای درخت و امثال آن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به سکو شود.
سکوی. [ س َ ] ( اِ )سکو است که بلندی در خانه و باغ و پایهای درخت و امثال آن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به سکو شود.
سکو است که بلندی در خانه و باغ و پایهای درخت و امثال آن باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در انستیتو دولتی سینما و تئاتر ایروان تحصیل نمود. وی در گورستان واگانکوفسکوی به خاک سپرده شد.
💡 شعر زیر را برخی از آن شیخ ابو علی سینا دانسته اند و برخی از آن علی بن مسکویه
💡 بنا به شکل مستطیل و بر روی سکویی به ارتفاع یک متر از سطح و در جهت شرقی - شرقی احداث شدهاست.
💡 شهر آیه باراسکوی در استان آتیک در کشور یونان واقع شده است که دارای جمعیت ۶۲٬۶۹۵ نفر میباشد.
💡 نانو همی دان نکره سکوی بیرون پاخره هم غلبکن شد پنجره هم دامن که شخ بود
💡 استاروآلیسکویه (روسی: Староалейское) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در سرزمین آلتای واقع شدهاست.