لغت نامه دهخدا
سوزا. ( نف ) سوزنده. ( آنندراج ) ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ). بشدت سوزان. ( ناظم الاطباء ). || قابل احتراق و سوختنی. ( فرهنگستان ). || ( اِ ) صفرا. زهره. داخس. ( ناظم الاطباء ).
سوزا. ( نف ) سوزنده. ( آنندراج ) ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ). بشدت سوزان. ( ناظم الاطباء ). || قابل احتراق و سوختنی. ( فرهنگستان ). || ( اِ ) صفرا. زهره. داخس. ( ناظم الاطباء ).
۱. سوزان، سوزنده.
۲. (قید ) در حال سوختن.
۳. سوختنی.
سوزان، سوزنده، درحال سوختن، سوختنی
۱ - ( صفت ) سوزان با سوزش. ۲ - ( صفت ) احتراق سوختنی.
سوزنده بشدت سوزان قابل احتراق و سوختنی
سوزا (آلمان). سوزا ( به آلمانی: Sosa ) یک منطقهٔ مسکونی در آلمان است که در آیبن اشتوک واقع شده است. سوزا ۲٬۰۶۹ نفر جمعیت دارد.
سوزا (بازیکن فوتبال). سوزا ( به پرتغالی: José Ivanaldo de Souza ) هافبک اهل برزیل است که در شهر Itajá و در تاریخ ۶ ژوئن ۱۹۷۵ به دنیا آمده است.
سوزا در تیم های فوتبال Rio Branco - SP سابقهٔ حضور دارد.
💡 با آب از این جامه پلیدی نتوان شست با آتش سوزانش بشوئید بشوئید
💡 با تن سوزان ز تب شمر کشید از غضب عابد تبدار را جانب بزم شراب
💡 ز من نیاید جز بوی عود مدحت تو گرم بر آتش سوزان نهند چون مجمر
💡 بجز موافق طبع تو یکنفس نزنم گرم بر آتش سوزان چو عود بنشانی
💡 از فیلمهای او میتوان به سوزان، خانم صاحبخانه لان اشاره کرد.