سرگشاده. [ س َ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب، ق مرکب ) روشن. واضح. بی ملاحظه: خداوند سرگشاده با بنده بگوید که چه اندیشه است و رای عالی بر چه قرار داده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 593 ). || گسترده. بازشده. پهن: خانه او را کس در گشاده ندیدی و سفره اش را سرگشاده. ( سعدی ). || درباز. سرباز. مقابل سربسته: هیچ طعام و شراب سرگشاده نشایدگذاشت. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و وعا و انایی که شیر در وی بود سرگشاده بر سر نهاد. ( سندبادنامه ص 276 ).
چاهی آن گاه سرگشاده به پیش
چون ندیدی بدوربینی خویش.نظامی. || معلوم. آشکار:
بود هفت اختر و دوازده برج
پیش او سرگشاده درج بدرج.نظامی.
( ~. گُ دِ ) (ص. ) صریح، بی پرده.
چیزی که سرش باز باشد از قبیل پاکت و بطری و قوطی سرباز، روباز.
( صفت ) آنچه که سرش باز باشد ( مانند بنا بطری پاکت جعبه ).
روشن. واضح. بی ملاحظه. یا گسترده. یا معلوم. یا درباز.
صریح، بی پرده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۵ آبان ماه ۱۳۹۷ نامهای سرگشاده با امضای محمد یزدی دبیرکل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خطاب به سید موسی شبیری زنجانی منتشر شد که به دلیل ملاقات وی با بزرگان اصلاح طلب از جمله محمد خاتمی و عبدالله نوری و موسوی خویینیها (که بعضی سابقاً از شاگردان وی بودهاند) به وی اعتراض کرد و این ملاقات را موجب ناراحتی و تعجب خواند و خواستار عدم تکرار چنین مواردی شد.
💡 او یکی از بنیانگذاران حرکت آزادیخواهی و حقوق بشری شوروی بود و بارها تظاهرات متعددی را رهبری کرده و همچنین چندین نامه سرگشاده به رهبران دولت نوشته بود.