سرکنسول

لغت نامه دهخدا

سرکنسول. [ س َ ک ُ ] ( اِ مرکب ) ژنرال قنسول. ( فرهنگستان ). مقامی است که از طرف وزارت خارجه به شخصی داده میشود که کارهای سیاسی و اقتصادی مربوط به کشور خود را در شهرهای مربوط انجام دهد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ژنرال قنسول

فرهنگستان زبان و ادب

{consul-general} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] کنسولی که بر کار دیگر کنسولگری های کشور متبوع خود در حوزه ای تعیین شده نظارت دارد

ویکی واژه

کنسولی که بر کار دیگر کنسولگری‌های کشور متبوع خود در حوزه‏ای تعیین‏شده نظارت دارد.

جمله سازی با سرکنسول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معاون سیاسی و امنیتی استانداری فارس، مشاور امور بین‌الملل وزیر کشور و فرمانداری شهرستان‌های شیراز، مرودشت، لارستان و آباده؛ کارداری و سرپرستی سفارت ایران در بحرین و سرکنسول ایران در دبی، مشاور کنسولی و امور مجلس وزارت امور خارجه، معاون اداره خلیج فارس وزارت امور خارجه، کارشناس ارشد سیاسی خلیج فارس و خاورمیانه در دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، عضویت هیئت علمی دانشگاه آزاد کرج و تألیف دو کتاب در زمینه جامعه‌شناسی و حقوق بین‌الملل، همچنین مدیر کلی واحدهای بین‌المللی و برون‌مرزی دانشگاه آزاد اسلامی، از سوابق اجرایی وی بود.

💡 کنسولگری ترکیه در ارومیه یک مکان دیپلماتیک و سیاسی در شهر ارومیه که زیر نظر سفارت ترکیه در تهران به فعالیت می‌پردازد. مهمت بولوت سرکنسول کنونی این کنسولگری در ارومیه است.

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز