سروده
مترادفها
شعر، نظم، منظومه، اثر، نوشته
فرهنگ معین
(سُ دَ یا دِ ) (ص مف. ) ۱ - خوانده شده، گفته شده. ۲ - شعر، شعر ساخته شده.
فرهنگ عمید
شعر یا سرود که کسی گفته یا خوانده باشد، گفته و خوانده شده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خوانده شده ( آواز ). ۲ - ساخته شده ( شعر و سرود ).
ویکی واژه
خوانده شده، گفته شده.
شعر، شعر ساخته شده.
جمله سازی با سروده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آبرو میخواهی از اظهار حاجت شرم دار این ترنم را ز قانون حیا نسرودهاند
💡 زاهد برو که نغمه منصوری از ازل ما بر فراز دار فنا خوش سرودهایم
💡 گهی طعنه بر لحن مطرب سروده گهی خرده بر نطق همدم گرفته
💡 این نغمه را به لهجه طفلان سرودهام ورنه سزای مدح وی آهنگ دیگرست
💡 زین نظم جان گداز که « ترکی » سروده است لوح و، مداد و، خامه و، دفتر، گریسته
💡 این شعر بسیار زیبا که با الفاظی آهنگین و دلنشین سروده شده است، به یکی از محبوبترین آثار ادبی دوران معاصر تبدیل شد.
💡 آهنگسازی این قطعه موسیقی بسیار زیبا بر اساس متنی است که توسط یک شاعر بزرگ در سالهای گذشته با دقت سروده شده است.
💡 او با تمرین مداوم و خلاقیت بسیار زیاد، ترانهای را سروده است که امروزه در تمام دنیا شنیده میشود و مورد تحسین قرار میگیرد.