کلمه «سرمدست» به کسی گفته میشود که بر اثر کار و تلاش فراوان، بهویژه کارهای سخت و یدی، پوست دستهایش پینه بسته و زبر شده باشد. این واژه معمولاً برای توصیف افراد پرتلاش و زحمتکش به کار میرود و نشاندهنده تجربه، سختکوشی و عادت به کار بدنی است. سرمدست بودن بیانگر آن است که فرد مدت طولانی با ابزار، زمین یا کارهای فیزیکی سروکار داشته و آثار آن بر دستانش نمایان شده است. این اصطلاح در فرهنگ عامه اغلب بار معنایی مثبت دارد و نشانه تلاش صادقانه و نان حلال به شمار میآید. در برخی متون و گفتارهای محاورهای، سرمدست به معنای فردی کاربلد و آشنا به کار نیز به کار میرود، زیرا پینه دست نشانه تجربه عملی است. این واژه همچنین میتواند تمایزی میان کار یدی و کار فکری ایجاد کند و جایگاه اجتماعی کارگران و زحمتکشان را برجسته سازد. بهطور کلی، «سرمدست» نمادی از کار سخت، تلاش مستمر و زندگی مبتنی بر زحمت و کوشش است.
سرم دست
لغت نامه دهخدا
سرم دست. [ س ِ رَ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه دست او از کار بسیار کردن از آبله خراشیده باشد. ( آنندراج ) ( غیاث ). || کسی که بر دست خود پنبه پیچیده و کارهای سخت و دشوار را میتواند بجا آورد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(س رَ. دَ ) [ تر - فا. ] (ص مر. ) کسی که از کار کردن زیاد دستهایش پینه بسته باشد.
فرهنگ عمید
کسی که از بسیاری کار کردن دستش پینه بسته باشد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که از بسیار کار کردن دستهایش پینه بسته باشد.
ویکی واژه
کسی که از کار کردن زیاد دستهایش پینه بسته باشد.
جمله سازی با سرم دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سرم دست عنایت در حوادث بر مدار ای ز تو اهل هنر دائم عنایت یافته
💡 امیدم تو بودی نهفتی چو چهر که دیگر کشد بر سرم دست مهر؟
💡 از کلاهم گل کند برگ خزان و نوبهار بر سرم دست مروت شاخ رعنا می شود