لغت نامه دهخدا
سرخوان. [ س َ خوا / خا] ( نف مرکب ) خواننده ای که ابتدا به خواندن کند. ( رشیدی ) ( آنندراج ). سرذاکر یعنی شخصی که پیش خوانی کند ودیگران ذکر گویند. ( برهان ). خواننده. ( جهانگیری ).
سرخوان. [ س َ خوا / خا] ( نف مرکب ) خواننده ای که ابتدا به خواندن کند. ( رشیدی ) ( آنندراج ). سرذاکر یعنی شخصی که پیش خوانی کند ودیگران ذکر گویند. ( برهان ). خواننده. ( جهانگیری ).
(سَ خا ) (ص فا. ) = سر خواننده: ۱ - خواننده ای که به خواندن آغاز کند. ۲ - کسی که پیش خوانی کند و دیگران ذکر گویند، سرذاکر. ۳ - فاتحه که بر سر قبر مردگان خوانند.
۱. خواننده ای که پیش خوانی می کند و دیگران ذکر می گویند.
۲. مهمان محترم.
( صفت ) ۱ - خواننده ای که به خواندن آغاز کند. ۲ - کسی که پیش خوانی کند و دیگران ذکر گویند سر ذاکر. ۳ - فاتحه که بر سر قبر مردگان خوانند.
سر خواننده:
خوانندهای که به خواندن آغاز کند.
کسی که پیش خوانی کند و دیگران ذکر گویند؛ سرذاکر.
فاتحه که بر سر قبر مردگان خوانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جورج پالمر پاتنام جونیور، پسرخوانده ارهارت گفته است که معتقد است "بنزین هواپیما تمام شده است".
💡 در ایران، این سبک بازی ویدیویی پیشرفت داشته است و در سال 1395 استودیو پاییزان بازی پسرخوانده را منتشر کرد.
💡 ای بلی گوی صلاخوان سرخوان بلا جان بکن بدرود بین منصورها آونگ عشق
💡 همه خاص و عام و شه و گدا بخورند بیعوض و بها همه روز روزی خویشتن سرخوان عام تو یا علی
💡 بر سرخوانش نشسته قدسیان ساغر بکف هین بیائید اهل دل اینجاست اکسیر بقا