لغت نامه دهخدا
داروشناس. [ ش ِ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) عطار. داروساز. ( ناظم الاطباء ). کسی که درباره داروها مطالعه دارد.
داروشناس. [ ش ِ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) عطار. داروساز. ( ناظم الاطباء ). کسی که درباره داروها مطالعه دارد.
کسی که انواع داروها و خواص درمانی آن ها را بشناسد.
عطار
{pharmacologist} [علوم دارویی] کسی که در داروشناسی تخصص دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با مصرف اولین دوز ۵۰۰ میلیگرمی نیمهعمر دارو ۱۱ تا ۱۴ ساعت است. نیمهعمر ۶۸ ساعت بعد از مصرف چند دوز متوالی بهدست میآید (داروشناسی دیویس برای پرستاران). مدت اثر آزیترومایسین طولانی است. ۶۸ ساعت طول میکشد تا نیمی از دارو از بدن خارج شود.
💡 در واقع بزرگترین دائرةالمعارف داروشناسی برجا مانده از قرون وسطی میباشد. در این تألیف وی به ترتیب الفبا، حدود ۱۴۰۰ دارو و خوراکی مفرد گیاهی و کانی و جانوری را با استناد به بیش از ۱۵۰ مأخذ و با استفاده از تجارب و مشاهدات شخصی (حدود ۴۰ مورد) آوردهاست که با کتاب دوم قانون ابن سینا که حاوی تقریباً ۸۰۰ ماده است، قابل مقایسه است.
💡 ابراهیم ابولعیش (عربی: إبراهيم أبو العيش؛ ۲۳ مارس ۱۹۳۷ – ۱۵ ژوئن ۲۰۱۷) داروشناس، تاجر و کارآفرین اهل مصر بود. او مؤسس یک شرکت در زمینه داروی شیمیایی در مصر بود.