زردچوب

لغت نامه دهخدا

زردچوب. [ زَ ] ( اِ مرکب ) زردچوبه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زردچوبه شود.

فرهنگ فارسی

زرد چوبه

جمله سازی با زردچوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما عنصر اصلی پودر کاری در تمام کشورها زردچوبه‌است.

💡 آش سنتی سَهْ نَگهِ سیر، با ترکیباتی از، سینه مرغ، برنج نیم دانه، عدس، زردچوبه، فلفل سیاه، فلفل قرمز، پیاز، سیر، نعنا، نمک و روغن، در کردستان طبخ می‌شود.

💡 بال و پر کرده سندروسی سار زاغ را، زردچوبه بر منقار

ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز