رویاروی

مترادف‌ها

مقابل، روبرو

متضادها

پشت

لغت نامه دهخدا

رویاروی. ( ق مرکب ) مواجه و روبروی و مقابل. ( ناظم الاطباء ) ( از یادداشت مؤلف ):
یا بزرگی و عز و نعمت و جاه
یا چو مردانت مرگ رویاروی.حنظله بادغیسی.خوبیش از بهار زیباروی
خانه و باغ برده رویاروی.نظامی.

فرهنگ معین

(ق مر. ) روبرو، مقابل.

فرهنگ فارسی

روبرو مقابل.

جمله سازی با رویاروی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هرکسی با کس در کوچه شود رویاروی همه را چشم فُتَد بر رخ هم خواه نخواه

💡 عزازیل است رویاروی دلدار ستاده مست و زار از غصّه افکار

💡 دو مشکل است میانِ دو خصم رویاروی که بخت یارِ فراق است و جهد یارِ وصال

💡 تیر باران غمش را پیشوا رفتم به صبر جز سپر نکند تحمل تیغ رویاروی را

💡 وین کار عجب نگر که با جملهٔ خلق رویارویم نشسته پُشتاپُشتم

💡 ساختمان‌های قدیمی و تاریخی در مقابل میدان اصلی شهر، دقیقاً در سمت رویاروی ایستاده‌اند و منظره‌ای بسیار زیبا و دیدنی ایجاد کرده‌اند.

💡 او همیشه سعی می‌کند در مواجهه با مشکلات بزرگ، به جای فرار کردن، مستقیماً با آن‌ها رویاروی شود و راه حلی برایشان بیابد.

💡 در این بازی استراتژیک، بازیکنان باید نیروهای خود را در موقعیت‌های مناسب قرار دهند تا بتوانند با دشمن در میدان نبرد رویاروی شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران