ویکی واژه
جیحون
رود، رودجیحون یا آمودریا، جاری در آسیای میانه.
محل وقوع جنگ دوازدهرخ که طرفین مرافه گودرز بود با پیران ویسه.
بیامد چو نزدیک جیحون رسید/ به گرد لب آب لشکر کشید «فردوسی»
جیحون
رود، رودجیحون یا آمودریا، جاری در آسیای میانه.
محل وقوع جنگ دوازدهرخ که طرفین مرافه گودرز بود با پیران ویسه.
بیامد چو نزدیک جیحون رسید/ به گرد لب آب لشکر کشید «فردوسی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین تا لب رود جیحون کشید به مژگان همی از دلش خون کشید
💡 که او بر لب رود جیحون درنگ نه زان کرد کآید بر ما به جنگ
💡 به دُم رود جیحون بینباشتی به دَم زنده پیلی بیو باشتی
💡 زمین تا لب رود جیحون مراست به سغدیم و این پادشاهی جداست
💡 از یزید و آن محفل دل لبالب خون است دیده رود جیحون است