کلمهی «رنجبر» در فارسی به کسی اطلاق میشود که سختیها، مشکلات و مشقات زندگی را تحمل میکند و با صبر و پایداری به کار یا وظایف خود ادامه میدهد. این واژه از دو بخش «رنج» به معنای درد، سختی یا مشقت و «بر» به معنای بردن و تحمل کردن تشکیل شده و بنابراین کسی که «رنجبر» است، فردی صبور، مقاوم و استوار در برابر دشواریهاست. از نظر معنایی، «رنجبر» با مفاهیمی مانند صبور، شکیبا، مقاوم، تحملکننده و سختکوش هممعنی است و معمولاً بار مثبت دارد، زیرا نشاندهنده توانایی فرد در مدیریت مشکلات و پیشبرد امور با ایستادگی است. در متون ادبی و تاریخی، رنجبر نمادی از شخصیت مقاوم و دلیر است که بدون شکایت و با اراده قوی در مسیر زندگی حرکت میکند و مسئولیتهای خود را به بهترین نحو انجام میدهد.
رنجبر
لغت نامه دهخدا
رنجبر. [ رَ ب َ ] ( نف مرکب ) کارگر. صنعتگر. پیشه ور. اهل صنعت. زحمت کش. ( ناظم الاطباء ). رنج برنده. آنکه رنج برد. محنت کش. رنج بردار. رجوع به رنج بردار شود.
فرهنگ معین
(رَ بَ ) (ص فا. ) ۱ - زحمتکش. ۲ - کارگر.
فرهنگ عمید
۱. زحمت کش.
۲. کارگر.
فرهنگ فارسی
رنج برنده، زحمتکش، کارگر
( صفت ) ۱ - آنکه رنج برد رنج برنده. ۲ - زحمتکش. ۳ - کارگر.
ویکی واژه
زحمتکش.
کارگر.
جمله سازی با رنجبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درین میانه بهارا نصیب رنجبر است به هر کجا که ز بیداد آتشی افروخت
💡 دیو آز و خودپرستی را بگیر و حبس کن تا شود چهر حقیقت بیحجاب ای رنجبر
💡 از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی چند میترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر