رد زدن

لغت نامه دهخدا

رد زدن. [ رَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) رد پای کسی را گرفتن. || نشان به جایی بردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(رَ. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) رد پای کسی را گرفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - رد پای کسی را گرفتن. ۲ - نشان به جایی بردن.
مردود

ویکی واژه

رد پای کسی را گرفتن.

جمله سازی با رد زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خصمان تو لاف سپر زرد زدند شش پنج به‌ گاه ماندن نرد زدند

💡 تاکی نفسی از سر صد درد زدن خونابهٔ اشک بر رخ زرد زدن

💡 گر سرد سخن شدند وا مرد زدند با دولت تو بر آهن سرد زدند

💡 چون هست دل چو آهنت بر من سرد بیهوده بود بر آهن سرد زدن

💡 آب نیارد زدن بر آتش بلبل نکهت گل گرچه ازگلاب برآید

💡 چو دیدم گریزنده آن زشت مرد زدنبال من اندر آمد چو گرد

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز