لغت نامه دهخدا
رخت شوی. [ رَ ] ( نف مرکب ) رخت شو. مخفف رخت شوینده. کسی است که لباس و هر پارچه را می شوید. ( فرهنگ نظام ). گازر. آنکه به مزد جامه کسان شوید. رجوع به رختشور شود.
رخت شوی. [ رَ ] ( نف مرکب ) رخت شو. مخفف رخت شوینده. کسی است که لباس و هر پارچه را می شوید. ( فرهنگ نظام ). گازر. آنکه به مزد جامه کسان شوید. رجوع به رختشور شود.
مخفف رخت شوینده
( رخت شو ی ) ( صفت ) آنکه لباسها را شوید.
رخت شوی ( فرانسوی: La Blanchisseuse ) یا لباس شوی، یک نقاشی رنگ روغن بر روی بوم کرباس از نقاش هنرمند فرانسوی آنری دو تولوز - لوترک می باشد که در سال ۱۸۸۶ طرح گردید، در نوامبر سال ۲۰۰۵ با مبلغ ۲۲ میلیون دلار در حراج کریستیز به یک مجموعه دار کلکسیون خصوصی فروخته شد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «اعتراض» تکآهنگی از هنرمند اهل کلمبیا شکیرا است که در سال ۲۰۰۲ میلادی منتشر شد. این تکآهنگ در آلبوم سرویس رختشویی (آلبوم) قرار داشت.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به نینجای قاتل، رختشویخانه زیبای من، قلمپرها، قفل، انبار و دو بشکه باروت، خاکسترهای آنجلا، جایگاه زیبایی و چکمههای غیرعادی اشاره کرد.
💡 او ارتباط نزدیکی با خواهرش فنی، داشت. او هم چنین با نوشتن داستانهای سادهٔ اخلاقی برای آموزش به ۶۰ بچه روستایی در تنها آموزش رسمی خواندن و نوشتن و مذهب که داشتند به خواهر بزرگترش الیزابت در مدرسه روزهای یکشنبه که در رختشویخانه ماهول برگزار میشد، کمک میکرد.