رخت کن

لغت نامه دهخدا

رخت کن. [ رَ ک َ ] ( نف مرکب ) کننده و بیرون آرنده جامه. که لباس خود را درمی آورد. درآرنده ٔجامه. بیرون کننده جامه از تن. آنکه جامه خود را از تن می کند و برمی آورد. || ( اِ مرکب ) آنجای از گرمابه که در آن لباس می کنند. ( ناظم الاطباء ). سربنه حمام. جامه کن حمام. محوطه ای در خارج حمام برای نهادن جامه ها. بنه. بینه. مسلخ. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. کَ ) (اِمر. ) اتاقی که در آن لباس از تن درآورند و در جارختی گذارند، جایی از گرمابه که در آن لباس ها را از تن درآورند.

فرهنگ عمید

جایی در حمام، ورزشگاه، و مانند آن برای عوض کردن لباس.

فرهنگ فارسی

( اسم ) اطاقی که در آن لباس خود را بیرون آورند و به رخت آویز آویزان کنند.
جایی که لباس ازتن بیرون آورندودرجارختن بگذارند

فرهنگستان زبان و ادب

{cloak room} [گردشگری و جهانگردی] محلی برای نگهداری بالاپوش مهمانان در مهمان خانه/ هتل و عذاخوری/ رستوران و غیره

ویکی واژه

اتاقی که در آن لباس از تن درآورند و در جارختی گذارند، جایی از گرمابه که در آن لباس‌ها را از تن درآورند.

جمله سازی با رخت کن

💡 گر بلبل از درخت کند آشیان تهی مأوای او نماند بر کرکس و زغن

💡 من و درخت کنون هر دوان بیک صفتیم منم ز یار جدا مانده و درخت از بار

💡 هوسم بود که دیده ز همه ستانم و پس به هزار دیده شبها به رخت کنم نظاره

💡 کنی شکوفه هر آبی که خورده‌ای چو درخت کنون اگرچه ز جُلاّب می‌زنی آروق

💡 جوانی ستم برجوانان مکن که چرخت کند شاخ هستی زبن

💡 فرش زمین نوشته ز پهنا درازنا رخت درخت کنده و بگسسته پود و تار