دیر کهن

لغت نامه دهخدا

دیر کهن. [ دَ رِ ک ُ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زمان بسیار قدیم. ( یادداشت مؤلف ):
هزار دگر بود خود ساخته
ز دیر کهن نغز پرداخته.فردوسی. || دنیا. ( یادداشت مؤلف ):
از زبان سوسن آزاده ام آمد بگوش
کاندرین دیر کهن کار سبکباران خوش است.حافظ.

فرهنگ فارسی

زمان بسیار قدیم.

ویکی واژه

دیرکهن
(دیر): دنیا، جهان، تاریخچه دنیا و حیات در آن.

جمله سازی با دیر کهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کهنه شد افرنگ را آئین و دین سوی آن دیر کهن دیگر مبین

💡 وز مشک ختن کرده جوان دیر کهن باز گلزار و گلستان همه شد احمر و ارقط

💡 که می داند که این دیر کهن سال چو مدت دارد و چون بودش احوال

💡 سقف این دیر کهن سازم خراب دور سازم از نظر این نه حجاب

💡 پای مقصود تو را اهلی در این دیر کهن رشته جان دارد بگسل این زنار را

💡 زانکه دور است درین دیر کهن سخن از معنی و معنی ز سخن

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز