دلربائی

لغت نامه دهخدا

دلربائی. [ دِ رُ ] ( حامص مرکب ) دلربایی. حالت و چگونگی دلربا. رجوع به دلربایی شود.

جمله سازی با دلربائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر مرهم ار ندارد ز چه میرباید از کف دل ریش دردمندان بفنون دلربائی

💡 به پیش فریبنده چشم تو میرم که مژگان ز مژگان کند دلربائی

💡 چو زلفش دلربائی حلقه‌ور شد بهر یک حلقه صد جان در کمر شد

💡 بتان چو دل بربایند بوسه ئی بدهند ولی تو را صفتی غیر دلربائی نیست

💡 چون نباشد دلربائی مثل او تخم عشق او بدل دایم بکار

💡 آن مه نامهربان یار من است کاینچنین در دلربائی پر فن است

قند یعنی چه؟
قند یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز