دروغی

لغت نامه دهخدا

دروغی. [ دُ ] ( ص نسبی ) منسوب به دروغ. مربوط به دروغ. دروغ. کاذب. دروغگو. ( ناظم الاطباء ). دروغین. کاذبه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). باطل. نادرست. || ساختگی. مصنوعی:
کسری و جم به درگهت هردو شهی دروغی اند
حاتم و معن بردرت هردو گدای راستین.سلمان ساوجی.

فرهنگ عمید

۱. ساختگی، نادرست.
۲. (قید ) به دروغ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به دروغ مربوط به دروغ ۱ - باطل نادرست. ۲ - ساختگی مصنوع: حاجی دروغی.

جمله سازی با دروغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو عکسی و دروغینی همه برعکس می بینی چو کردی مشورت با زن خلاف زن کن ای نادان

💡 لطفی بکن و بگو که من زان توام پیداست که قیمت دروغی چند است

💡 در مذهب من ساده دروغی به سزاوار زان راست که باور نشود جز بقسم به

💡 از اولین نقش‌آفرینی‌های سومارواتا، بازی در مجموعهٔ تلویزیونی اندونزیایی کناپا آدا سینتا بود. در سال ۲۰۰۹، سومارواتا در نقش یاسمین ون کورز در مینی‌سریال شاهد دروغین بازی کرد. او پیش از ایفای نقش در نجات: عملیات ویژه و شرق غرب ۱۰۱، در مجموعهٔ خانه و دوری در قالب شخصیت می استون نقش‌آفرینی کرده بود.

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز