درمان علامتی

مترادف‌ها

درمان علائم

متضادها

درمان ریشه‌ای، درمان علت

فرهنگستان زبان و ادب

{symptomatic treatment, expectant treatment} [پزشکی] نوعی درمان که در آن صرفاً به کاهش یا رفع علائم ناراحت کنندۀ بیماری می پردازند بی آنکه علت وجودی آن را برطرف کنند

ویکی واژه

نوعی درمان که در آن صرفاً به کاهش یا رفع علائم ناراحت‌کنندۀ بیماری می‌پردازند بی‌آنکه علت وجودی آن را برطرف کنند.

جمله سازی با درمان علامتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آنتی هیستامین آزلاستین که به عنوان اسپری بینی استفاده می‌شود، ممکن است برای آبریزش‌بینی وازوموتور مؤثر باشد. فلوتیکازون پروپیونات یا بودزونید (هر دو استروئیدی هستند) به شکل اسپری سوراخ بینی نیز ممکن است برای درمان علامتی استفاده شوند. آنتی هیستامین سیپروهپتادین نیز احتمالاً به دلیل اثرات ضد سروتونرژیک آن مؤثر است.

💡 ۱- درمان علامتی گر‌گرفتگی و اسهال ناشی از تومورهای کارسینوئید.

💡 در برخی بیماری‌های مزمن، هدف اصلی پزشک در مراحل اولیه، انجام درمان علامتی برای کاهش درد و ناراحتی بیمار تا رسیدن به درمان قطعی است.

💡 پزشک توضیح داد که داروهای فعلی تنها یک نوع درمان علامتی هستند و برای بهبود کامل، باید علت ریشه‌ای بیماری را با دقت بررسی کرد.

💡 استفاده از مسکن‌ها در مدیریت دردهای شدید پس از جراحی، به عنوان یک روش درمان علامتی موثر برای بهبود کیفیت زندگی بیمار در نظر گرفته می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران