درمان حمایتی
مترادفها
درمان کمکی، درمان پشتیبان
فرهنگستان زبان و ادب
{supportive treatment, supporting treatment} [پزشکی] نوعی درمان با هدف حفظ توان بیمار
ویکی واژه
نوعی درمان با هدف حفظ توان بیمار.
جمله سازی با درمان حمایتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اریتم ندوزوم با درمان علت زمینهای بهبود مییابد. درمان حمایتی در موارد شدید شامل استراحت در بستر بالا نگه داشتن پاها، استفاده از ضد درد داروهای ضد التهاب غیراستروئیدی میباشد.
💡 پزشکان تاکید دارند که در کنار درمانهای اصلی، استفاده از روشهای درمان حمایتی میتواند به روند بهبود بیمار و کاهش دردها کمک شایانی کند.
💡 در مدیریت بیماریهای مزمن، ارائه یک برنامه جامع شامل درمان حمایتی و مراقبتهای روانی برای حفظ کیفیت زندگی بیماران بسیار حیاتی و ضروری است.
💡 تیم پزشکی تصمیم گرفت برای کاهش عوارض جانبی شیمیدرمانی، از پروتکلهای جدید درمان حمایتی جهت تسکین علائم گوارشی بیمار استفاده نماید.