خواب آور

لغت نامه دهخدا

( خواب آور ) خواب آور. [خوا / خا وَ ] ( نف مرکب ) خواب آورنده. مُنَوِّم. ( یادداشت بخط مؤلف ). || مخدِّر. بیهوش کننده.

فرهنگ عمید

( خواب آور ) ویژگی آنچه خواب می آورد و سبب خوابیدن می شود: داروی خواب آور.

فرهنگ فارسی

( خواب آور ) ( صفت ) آنچه تولید خواب کند: داروی خواب آور.

فرهنگستان زبان و ادب

خواب آور
{hypnotic} [پزشکی] دارویی که باعث خواب شود

دانشنامه آزاد فارسی

خوا ب آور. خوا ب آور (hypnotic)
هر نوع ترکیب، ازجمله باربیتورات یا بنزودیازپین و الکل، برای کاهش فعالیت مغز و ایجاد خواب. مصرف درازمدت این گونه داروها ممکن است اعتیاد جسمی و روانی ایجاد کند.

ویکی واژه

narcotico
sonnifero

جمله سازی با خواب آور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازین قصه دل پیچ و تاب آورد گذشت آن که افسانه خواب آورد

💡 تو رفتی به میدان که آب آوری و یا بخت خواهر به خواب آوری

💡 خواب آورد افسانه و بازش نبرد خواب چشم تو اگر بشنود افسانه ما را

💡 سران را سر اندر شتاب آوریم مبادا که آرام و خواب آوریم

💡 خواب آورد فسانه و من خواب برده‌ام هرکه فسانه ز غمش آغاز کرده‌ام

💡 ز بی قوتی و از بی قوّتی شاه بخواب آورد سر راه بر سر راه

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز