خسیسی

مترادف‌ها

خساست، بخل، پستی

متضادها

سخاوتمندی، بخشندگی، کرمی

لغت نامه دهخدا

خسیسی. [ خ َ ] ( حامص ) فرومایگی. پستی. رذالت. حقارت. خست. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

۱ - دون همتی پستی فرومایگی. ۲ - ممسکی زفتی.

جمله سازی با خسیسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنی آدم نباشد هر خسیسی نباشد چون فرشته هر بلیسی

💡 برند از فاقه نزد هر خسیسی کنون اهل هنر دست گدایی

💡 مبادا بهره‌مند از وی خسیسی به جز خوشخوانی و زیبانویسی

💡 تا هم ایشان از خسیسی خاستند گندنا و تره و خس خواستند

💡 از خسیسان ز خسیسی است توقع صائب برگ کاهی طمع از کاهکشان نیست مرا

💡 ز بس خسیسی در پهلوی مخالف تو گمان مبر که به جز خنجر تو را رنگ است

💡 رفتار خسیسی که او در برابر نیازمندان در اجتماع نشان داد، باعث شد تا دوستان قدیمی‌اش نیز از او فاصله گرفته و اعتماد خود را به او از دست بدهند.

💡 برخی معتقدند که خسیسی در صرف هزینه‌ها برای آموزش و توسعه فردی، می‌تواند در بلندمدت مانعی بزرگ در مسیر پیشرفت و موفقیت‌های شغلی انسان باشد.

💡 او با وجود ثروت بسیار زیاد، در عملیات‌های خیریه با نوعی خسیسی غیرقابل توجیه رفتار می‌کرد که باعث انتقاد شدید بسیاری از فعالان اجتماعی شد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران