اسائت
فرهنگ معین
(اِ ئِ ) [ ع. ] (مص م. )نک اسائه.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) بدی کردن با کسی. ۲ - بد کردن کاری را. ۳ - ( اسم ) بدی مقابل احسان نیکی. یا اسائ. ادب. بی ادبی کردن هتک هرمت کردن بی ادبی. توضیح در رسم الخط عربی ( اسائ ه ) نویسند و در فارسی ( اسائت ) و ( اسائه ) معمول گردیده.
ویکی واژه
نک اسائه.
جمله سازی با اسائت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه اسائت ز من آمد که بدین تشنه دلی به سوی مشرب احسان شدنم نگذارند
💡 إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ هذا کقوله: إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ و قیل معناه: انّ ربّی علی طریق الحق یجازی المحسن باحسانه و المسیء باسائته لا یظلم احدا.
💡 با تو خواهد که کند خسرو مسکین تقریر حال خود را، ولی از بیم اسائت نکند
💡 اگر بغیبت تو چرخ اسائتیم نمود کنون اسائت و احسان او برابر شد