اسائه

لغت نامه دهخدا

اسائه. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) اِساءة. اِسائت. رجوع به اساءة شود.
- اسائه ادب؛ بی ادبی.
- اسائه ظن؛ بدگمانی.

فرهنگ معین

(اِ ئِ ) [ ع. اسائة ] (مص ل. ) ۱ - بدی کردن. ۲ - بدی کردن به کسی.،~ ء ادب بی ادبی کردن، هتک حرمت کردن.

فرهنگ عمید

بدی کردن با کسی، بدی.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) بدی کردن با کسی. ۲ - بد کردن کاری را. ۳ - ( اسم ) بدی مقابل احسان نیکی. یا اسائ. ادب. بی ادبی کردن هتک هرمت کردن بی ادبی. توضیح در رسم الخط عربی ( اسائ ه ) نویسند و در فارسی ( اسائت ) و ( اسائه ) معمول گردیده.

ویکی واژه

بدی کردن.
بدی کردن به کسی.؛~ ء ادب بی ادبی کردن، هتک حرمت کردن.

جمله سازی با اسائه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آغاز این حماسه با یک نوع خودآگاهی از حوادث مصیبت‌باری همراه است که روی خواهد داد. آن خبر ناگوار اسائهٔ ادب به ساحت پهلوانی و جوانمردی است.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز