لغت نامه دهخدا
اسائه. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) اِساءة. اِسائت. رجوع به اساءة شود.
- اسائه ادب؛ بی ادبی.
- اسائه ظن؛ بدگمانی.
اسائه. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) اِساءة. اِسائت. رجوع به اساءة شود.
- اسائه ادب؛ بی ادبی.
- اسائه ظن؛ بدگمانی.
(اِ ئِ ) [ ع. اسائة ] (مص ل. ) ۱ - بدی کردن. ۲ - بدی کردن به کسی.،~ ء ادب بی ادبی کردن، هتک حرمت کردن.
بدی کردن با کسی، بدی.
۱ - ( مصدر ) بدی کردن با کسی. ۲ - بد کردن کاری را. ۳ - ( اسم ) بدی مقابل احسان نیکی. یا اسائ. ادب. بی ادبی کردن هتک هرمت کردن بی ادبی. توضیح در رسم الخط عربی ( اسائ ه ) نویسند و در فارسی ( اسائت ) و ( اسائه ) معمول گردیده.
بدی کردن.
بدی کردن به کسی.؛~ ء ادب بی ادبی کردن، هتک حرمت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آغاز این حماسه با یک نوع خودآگاهی از حوادث مصیبتباری همراه است که روی خواهد داد. آن خبر ناگوار اسائهٔ ادب به ساحت پهلوانی و جوانمردی است.