آدمی خو
مترادفها
منش انسانی، طبیعت انسان، خوی انسانی
ویکی واژه
آدمیخو
(قدیمی): دارای صفات پسندیده انسانی.
جمله سازی با آدمی خو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آدمی خوار است چرخ خیره گرد تا نگردی غافل ای داننده مرد
💡 آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس آدمی خوی شود ور نه همان جانور است
💡 حورات مگر مادر و غلمان پدرست کاین صورت تو ز آدمی خوبترست
💡 از عشق غیر نامی در هیچ دل نمانده این شیر آدمی خوار در خواب می نماید
💡 جزو [و] کلی را که گنجد در خیال آدمی خود تو میدانی که از آن بیشتر میبینمت
💡 او با آن رفتار کریمانه و با اصالت، نشان داد که انسانی آدمی خو است و همواره در پی رعایت اخلاق و انسانیت در برخورد است.
💡 شخصیتهای ادبی که با ویژگیهای آدمی خو شناخته میشوند، معمولاً در داستانها نقش اصلی را ایفا کرده و الگوی اخلاقی برای خوانندگان هستند.
💡 داشتن خصلتهای آدمی خو در دنیای پر از تنش امروز، میتواند راهی برای ایجاد صلح و آرامش در روابط میان افراد جامعه باشد.