( آغشتن ) آغشتن. [ غ َ / غ ِ ت َ ] ( مص ) تر نهادن. خیس کردن. خیساندن. فژغردن. نرم کردن با تری و نم. سرشتن. آغاریدن. آغاردن. انقاع. نقع. || آلودن. ضمخ. تضمیخ. مضخ. تضمخ. لطخ. تلطیخ. تر کردن. رجوع به آغشته شود. || و بمعنی آمیختن و مزج و خلط نیز آورده اند لیکن شواهدی که می آورند بهمان معانی پیشین انسب است. این فعل لازم و متعدی هر دو آید.و ظاهراً مصدر دوم آن آغارش باشد. آغشتم. بیاغار.
( آغشتن ) (غَ یا غِ تَ ) ۱ - (مص م. ) خیس کردن، نم کردن. ۲ - آلودن. ۳ - (مص ل. ) خیسیدن، نم کشیدن.
( آغشتن ) ۱. خیس کردن، تر کردن.
۲. آلوده کردن.
۳. آمیختن، سرشتن.
۴. (مصدر لازم ) آلوده شدن، تر شدن.
( آغشتن ) آغشت آغرد خواهد آغشت بیاغر آغرنده آغشته ) ۱ - ( مصدر ) خیس کردن نم کردن. ۲ - آلودن. ۳ - آلودن جسمی بمایع ۴ - ( مصدر ) خیسیدن نم کشیدن.
ترنهادن خیس کردن
آلودن، آلوده کردن، چیزی را با چیز دیگر مخلوط کردن. گویی خمیرهاش را با آب و گِل جهنم آغشتهاند. «جمالزاده»
خیس کردن، نم کردن. آلودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون تواند کسی مرا کشتن؟ یا به خاک و به خونم آغشتن؟
💡 انبیا را به دشمنی کشتند جامهشان را به خون درآغشتند
💡 ز قول من بگو این کشتنی است میان خاک و خون آغشتنی است
💡 شما بر شاخهٔ گل نغمه خوانید به خون آغشتن اکبر ندانید
💡 مراد دوست چون این کُشتن ما است میان خاک و خون آغشتن ما است