لغت نامه دهخدا
اجتلاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) جَلْب. استجلاب. ( زوزنی ). کشیدن. || کشیدن از جائی بجای دیگر. || گوسفند و شترو برده از جائی بجائی بردن برای فروختن. ( زوزنی ).
اجتلاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) جَلْب. استجلاب. ( زوزنی ). کشیدن. || کشیدن از جائی بجای دیگر. || گوسفند و شترو برده از جائی بجائی بردن برای فروختن. ( زوزنی ).
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) کشیدن، جلب کردن.
کشیدن از جایی به جای دیگر، جلب کردن، کشاندن.
کشیدن، جلب کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدون اجتلابی با تعمل چه حزن و خوف و قبض و بسط بالکل
💡 کلبی گفت: «ظاهِرَ الْإِثْمِ» طواف الرجال بالبیت نهارا عراة، و باطنه طواف النساء باللیل عراة. پس بر سبیل وعید گفت: إِنَّ الَّذِینَ یَکْسِبُونَ الْإِثْمَ یعنی الشرک «سَیُجْزَوْنَ» فی الآخرة بِما کانُوا یَقْتَرِفُونَ یعنی یکسبون فی الدنیا. الکسب، فعل ما یجتلب به الی النفس نفع، او یستدفع به ضر، و لذلک وصف به العبد، و لم یجز أن یوصف به الخالق القدیم جل جلاله. و الفرق بین الکسب و الخلق أن الخلق فعل الشیء علی تقدیر و ترتیب، و الکسب فعل الشیء لاجتلاب النفع الی النفس.