ویکی واژه
آلودهدامانی
(قدیم): آلوده دامان بودن، آلوده دامن. زن سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و پاک/ پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود. «پرویناعتصامی»
آلودهدامانی
(قدیم): آلوده دامان بودن، آلوده دامن. زن سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و پاک/ پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود. «پرویناعتصامی»
💡 ترا دل مانده در قید تن از آلوده دامانی وگرنه دانه چون شد پاک با خرمن نمی سازد
💡 ترا پاک آفرید ایزد، ز خود شرمت نمیآید که روزی پاک بودستی، کنون آلوده دامانی
💡 مکن ز آلوده دامانی (سحاب) اندیشه تا داری هم از فیض سحاب لطف ایشان چشم احسانها
💡 ز می تر دامنی وز بیخودی سازی گریبان چاک مگر گشتت گریبان چاک ازین آلوده دامانی؟
💡 نه از پیوند هر آلوده دامانی بود باکش همین ترسد ز من آلوده گردد دامن پاکش
💡 عکس خود را دید در می زاهد کوتاه بین تهمت آلوده دامانی به جام باده بست