لغت نامه دهخدا
احضاریه. [ اِ ری ی َ / ی ِ ] ( از ع، اِ ) نامه ای که قاضی بدان مدعی علیه را فراخواند.
احضاریه. [ اِ ری ی َ / ی ِ ] ( از ع، اِ ) نامه ای که قاضی بدان مدعی علیه را فراخواند.
(اِ یِّ ) [ ع. ] (اِمر. ) احضارنامه، نامه ای که به وسیلة آن شخص را به دادگاه یا هر جای دیگر فراخوانند.
نامه ای که به وسیلۀ آن کسی را به بازپرسی یا به دادگاه فرامی خوانند، احضارنامه.
احضارنامه، خواست برگ، نامهای جهت فراخواندن کسی به بازپرسی یادادگاه
( اسم ) ۱ - نامهای که بوسیل. آن کسی را بجایی فرا میخوانند. ۲ - ورقه ایست که مستنطق خطاب بمتهم برای حضور یافتن نزد وی در ساعات معین صادر میکند و در صورت عدم حضور دستور جلب او را صادر مینماید احضاریه.
نامهای که به وسیله آن شخص را به دادگاه یا هر جای دیگر فراخوانند؛ احضارنامه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حادثه از آن جا آغاز شد که نیروهای پلیس برای دستگیری وی به محل سکونت او مراجعه کردند و با مقاومت بیش از هزار نفر از هوادارانش مواجه شدند تا جایی که این مواجهه به درگیریهای خشونت بار عوامل نظام همانند پرتاب کوکتل مولوتف و گاز اشک آور کشیده شد. حدود دو ماه قبل دادگاه ویژه روحانیت با ارسال احضاریهای، کاظمینی بروجردی را به اتهام تبلیغ علیه نظام جهت ادای پارهای از توضیحات فراخواند اما وی از حضور در دادگاه سر باز زد و تلاشهای پیشین پلیس برای دستگیری وی نیز بینتیجه ماند.
💡 در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ (خورشیدی) شعبه دوم دادیاری دادسرای امنیت شهید مقدس تهران واقع در زندان اوین احضاریهای برای حاجسیدجوادی صادر و او را ممنوعالخروج کرد. حاجسیدجوادی در نامهای سرگشاده با اشاره به کهولت سن و وضیت جسمیاش نوشت: «نه پای سفر دارم و نه دل دوری از وطن، اما دادگاه صادرکننده رای و مسئولان آن را فاقد شرایط صلاحیت قانونی و اخلاقی میدانم.»