آشفته روزگار

لغت نامه دهخدا

( آشفته روزگار ) آشفته روزگار. [ ش ُ ت َ / ت ِ زْ / زِ ] ( ص مرکب ) آشفته روز:
دست نوازشی چو بزلف آشنا کنی
غافل مشو ز صائب آشفته روزگار.صائب.

فرهنگ فارسی

( آشفته روزگار ) ( صفت ) بدبخت بداقبال.
آشفته روز

ویکی واژه

آشفته‌روزگار
(مجاز): پریشان احوال، بدبخت، تیره‌روز. به حرمت خاطر رنجور این پدر... آشفته روزگار... مطالبه درسازد. «خاقانی»

جمله سازی با آشفته روزگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز زلف دوست که مجموع او پریشانیست حکایت من آشفته روزگار بپرس

💡 چیزی که دیدی از من آشفته روزگار ای ناگزیر از سر آن جمله در گذر

💡 آشفته روزگارم طغرل به دور زلفت بادا همیشه ما را تا حشر این تسلسل!

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز