له و په کردن
مترادفها
پراکنده کردن، پخش کردن، پخشوپلا کردن
متضادها
مرتب کردن، یکدست کردن
لغت نامه دهخدا
له و په کردن. [ ل ِ هَُپ ِه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) له و لورده کردن. خرد و خاکشی کردن. سخت لِه کردن چنانکه گوشت کوفته در هاون.
فرهنگ فارسی
له و لورده کردن. خرد و خاکشی کردن.