لغت نامه دهخدا
( آدیش ) آدیش. ( اِ ) آتش. نار:
گر کند چوب آستان تو حکم
شحنه چوبها شود آدیش.انوری.
ادیش. [ اَ ] ( اِ ) آدیش. آتش. رجوع به آدیش شود.
( آدیش ) آدیش. ( اِ ) آتش. نار:
گر کند چوب آستان تو حکم
شحنه چوبها شود آدیش.انوری.
ادیش. [ اَ ] ( اِ ) آدیش. آتش. رجوع به آدیش شود.
( آدیش ) ( اِ. ) آتش.
( آدیش ) "
( آدیش ) ( اسم ) ۱ - جسمی دارای روشنایی و گرما که از سوختن چوب و زغال و مانند آن پدید آید. قدما آنرا یکی از عنصرهای بسیط چهار گانه می پنداشتند آذر مق آب. ۲ - پاره ای از زغال و هیم. افروخته اخگر. ۳ - شعله. ۴ - سوز. ۵ - قهر خشم. ۶ - دوزخ جهنم. ۷ - گوگرد احر. ۸ - تندی تیزی. ۹ - ایذائ ضرر رسانیدن. ۱٠ - غم اندوه سخت. ۱۱- بلا مصیبت. ۱۲ - عشق سوزان. ۱۳ - ( صفت ) عاشق. یا آب بر سر آتش... ریختن
آتش نار
آتش
اسم: آدیش (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: ādiš) (فارسی: آديش) (انگلیسی: adish)
معنی: آتش، اخگر، شراره آتش، آذر، ( عامیانه ) آتیش
آتش، آتیش، نار.
💡 ور کند چوب آستان تو حکم شحنهٔ چوبها شود آدیش
💡 این نرمافزار یکی از قدرتمندترین ابزارهای پویانمایی دوبعدی و جلوههای ویژهٔ سینمایی در جهان است که انقلاب وسیعی در نگرش نسبت به پویانمایی و تلویزیون پدیدآورده. افتر افکت هماهنگی بالایی با ادوبی فوتوشاپ و ادوبی پریمیر و ادوبی آدیشن دارد.