آموزی
لغت نامه دهخدا
( آموزی ) آموزی. ( ص، اِ ) نام یکی از چهار طبقه مردم که جمشید نهاد. و آموزیان عباد یا رؤسای دین بودند. واین کلمه مصحّف آتوربان و آتوریان است:
گروهی که آموزیان خوانیَش
برسم پرستندگان دانیَش.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( آموزی ) یکی از چهار طبقه مردم که جمشید نهاد
جمله سازی با آموزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشعار اسکندر ختلانی در چهار مجموعهٔ شعری منتشر شده که «پرواز» (۱۹۸۱)، «شکوفه» (۱۹۸۶)، «صدای پای واژهها» (۱۹۸۸) و «کشایش» (دههٔ ۲۰۰۰) نام دارند. پس از مرگش، برادرش علیشیر عیدیزاده مجموعهٔ جدیدی را تهیه کرد که همه اشعار وی را از زمان دانش آموزی تا دم مرگش در بر میگیرد.
💡 ۸. سال ۱۳۴۶: اجرای طرح تجربی سوادآموزی تابعی (حرفهای) در اصفهان و دزفول
💡 غمزه بر کشتن عشاق چه تعلیم کنی نیک استاست چه حاجت به بدآموزی بود
💡 نکتهدانی بَذلهگو چون حافظِ شیرینسخن بخششآموزی جهانافروز چون حاجی قوام
💡 اردوگاه باغرود (با نام رسمی: مجتمع فرهنگی اردویی کشوری شهید رجایی نیشابور؛ پیش از انقلاب ۱۳۵۷: اردوگاه بینالمللی باغرودِ نیشابور) اردوگاهی طبیعی و دانشآموزی در ۱۲ ک. م شمال شرق شهر نیشابور در کوهپایههای بینالود است که در ۱۹۶۳ برای سازمان پیشاهنگی ایران ساخته شد.
💡 از سخنان سقراط: آن کس که بر رنج علم آموزی بردباری نکند، بر بدبختی نادانی ناگزیر از صبر است.