لغت نامه دهخدا
اشواط. [ اَش ْ ] ( ع اِ ) ج ِ شوط. ( منتهی الارب ). ج ِ شوط، بمعنی تک و گشت. و طاف بالبیت ِ سَبْعَة اشواط؛ یعنی طوف کرد خانه را هفت گشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گردش کردن ها. گشتها.
اشواط. [ اَش ْ ] ( ع اِ ) ج ِ شوط. ( منتهی الارب ). ج ِ شوط، بمعنی تک و گشت. و طاف بالبیت ِ سَبْعَة اشواط؛ یعنی طوف کرد خانه را هفت گشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گردش کردن ها. گشتها.
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ شَوْط، دفعه، بار.
= شوط
جِ شَوْط؛ دفعه، بار.