«زندیک» واژهای است که ریشه در فرهنگ مانوی و دین مزدیسنا دارد و در اصل به معنای کسی بود که به اوامر و نواهی کتاب «زند و پازند» عمل میکرد. این اصطلاح در متون پهلوی و کتیبههای ساسانی مانند کتیبه «کارتیر» بار اول در قرن سوم میلادی آمده و به کسانی اشاره داشت که به عنوان پیروان مانی، فاسدالعقیده و مخالف آموزههای رسمی دین مزدیسنا شناخته میشدند. در اوستا، واژه «زند» به افرادی مانند راهزن، دزد، جادوگر، پیمانشکن و دروغزن نسبت داده شده و «زندیک» به معنای نسبتدار به چنین افراد گناهکاری است. بعدها، عربها این واژه را به شکل «زندیق» به کار بردند و برای کسانی استفاده کردند که مرتد، بیدین، ملحد یا مخالف اسلام قلمداد میشدند. به تدریج، مفهوم «زندیک» از صرفاً پیروان مانی فراتر رفت و به هر کسی که دچار کفر، الحاد یا خروج از دین رسمی میشد، اطلاق میگردید. در تاریخ اسلام، این واژه اغلب برای افرادی به کار میرفت که از نظر فقهی یا اجتماعی در تضاد با آموزههای اسلامی بودند و گاهی شامل گروههای فلسفی، علمی یا سیاسی که از مذهب رسمی فاصله داشتند نیز میشد.
زندیک
لغت نامه دهخدا
زندیک. [ زَ ] ( ص، اِ ) شخصی را گویند که به اوامر و نواهی کتاب زند و پازند عمل نماید و معرب آن زندیق است. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). و عرب این قوم را مجوس نام نهاده اند... ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). در پهلوی «زندیک » ( مانوی )... این کلمه محتملاً بار اول در قرن سوم میلادی در کتیبه «کارتیر» موبدان موبد شاهان ساسانی هرمزد اول و بهرام اول و بهرام دوم در کعبه زرتشت، در نقش رستم نزدیک تخت جمشید آمده و صریحاً بمعنی «مانوی، فاسدالعقیده » استعمال شده... ظاهراً این لغت از «زنده » اوستای مشتق می باشد که دوبار ( یسنا 61 بند 3، وندیداد 18 بند 53 - 55 ) در اوستا آمده، هرچند ریشه آن معلوم نیست، اما در دو موضع مذکور در ردیف گناهکارانی، چون راهزن، دزد، جادوگر، پیمان شکن و دروغزن آورده شده. بنابراین «زند» بزهگر و فریفتاری است دشمن دین مزدیسنا و زندیک منسوب به «زند» است با ایک علامت نسبت. مانی که به عقیده زردشتیان به جادویی و دروغ و فریب خود را پیغمبر خوانده و مدعی مزدیسنا گردید،زندیک ( زنده ) خوانده شد و بعدها نزد عرب زبانان کلمه زندیق ( معرب زندیک ) به پیرو مانی و به کسی که مرتد و ملحد و دهری و بیدین ومخالف اسلام می پنداشتند، اطلاق گردید. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به زندیق و دایرة المعارف اسلام شود.
فرهنگ عمید
= زندیق
فرهنگ فارسی
گناهکار، مرتد، ندیق، بی دین
ویکی واژه
مرتد، بیدین. برگرفته از زند و به معنی تفسیر است. شخصی را گویند که به اوامر و نواهی کتاب زند و پازند عمل کند و معرب آن زندیق است.
جمله سازی با زندیک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ایران فرقههای متعددی از این دین بیرون آمد که مهمترین آنها مذهب مزدکی و مذهب دیناوری بود. هر دوی این مذاهب را شاخههایی مانوی میدانند؛ ضمن اینکه تأثیر مانویگری بر فرقهٔ خرمدینان کاملاً آشکار است، بهطوریکه برخی آن را شاخهای از مزدکگرایی و برخی شاخهای از آیین مانوی میدانند. اصطلاح زندیق (زندیک) تا مدتها در ایران باقی ماند؛ چنانکه امروز نیز بهکار میرود و بهترین دستاویز برای مقابله با اندیشههای نوین بود.