تولک
تولک واژهای است که معانی متعددی را در بر میگیرد و بسته به حوزه کاربرد، تفاسیر متفاوتی از آن ارائه میگردد. یکی از کاربردهای این واژه در توصیف صفات شخصیتی است، جایی که به معنای هوشمندی، زیرکی و چابکی فرد به کار میرود. این جنبه از معنا، بر توانایی فرد در درک سریع موقعیتها و واکنش مقتضی تأکید دارد.
در حوزه علوم زیستی و به ویژه در صنعت پرورش طیور، اصطلاح تولک به یک فرآیند فیزیولوژیکی طبیعی در پرندگان اشاره دارد. این فرآیند شامل ریزش پرهای کهنه و فرسوده و رویش همزمان پرهای جدید و سالم است. دوره تولک معمولاً با کاهش یا توقف موقتی در تولیدمثل، مانند تخمگذاری، یا کاهش نرخ رشد همراه است، زیرا بدن پرنده انرژی خود را صرف بازسازی پوشش پرهای خود میکند.
علاوه بر این، تولک (TOLC) به عنوان سرواژه (مخفف) عبارت Test On Line Con Cisco یا Test On Line Computerizzato نیز شناخته میشود. این آزمون که به صورت آنلاین برگزار میگردد، یک ابزار ارزیابی استاندارد برای سنجش دانش علمی و مهارتهای زبانی داوطلبان ورود به مقاطع آموزش عالی در کشور ایتالیا محسوب میشود و بخش مهمی از فرآیند پذیرش در بسیاری از دانشگاههای این کشور را تشکیل میدهد.
لغت نامه دهخدا
تولک. [ ل َ ] ( ص ) باذکاوت و زیرک و هوشمند و بافراست و جلد چابک. ( ناظم الاطباء ). زیرک. چابک. || پرریخته. ( فرهنگ فارسی معین ).کریزکرده و پرریخته. ( ناظم الاطباء ). کریز. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به کریز و تولک کردن شود.
فرهنگ معین
(لَ ) (ص. )۱ - زیرک، چابک. ۲ - مرغ پر - ریخته.
فرهنگ عمید
۱. زیرک.
۲. چابک.
۳. مرغ پرریخته.
* تولک رفتن: (مصدر لازم ) ریختن پَرِ پرنده تا پرهای تازه به جای آن بروید.
فرهنگ فارسی
زیرک وچابک، مرغ پرریخته، در آوردن پرهای تازه
( صفت ) ۱- زرک چابک.۲- پر ریخته ( مرغ ).
ویکی واژه
زیرک، چابک.
مرغ پر - ریخته.
جمله سازی با تولک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه بشارت رسد از غور که تولک بگشاد آن که او هست به حکم تو سپهدار و امیر
💡 او سفیل داردا قالان تولکو قووان شئر باغیراندا
💡 اگر چه حصن تولک در بلندی هست از آن گونه که ساید برجهای آن سر اندر برج دو پیکر