فرهنگ معین
( ~. رَ تَ یا تِ ) (ص مف. ) نابود شده.
( ~. رَ تَ یا تِ ) (ص مف. ) نابود شده.
تلف شده، ازدست رفته.
نابود شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد خوابی که از خیال است از یاد رفته باشد
💡 پس از مدتی دیوید او سلزنیک او را به عنوان ستاره یاب برگزید و در فیلمهای مطرحی همچون بر باد رفته و ربهکا در این سمت به کار گرفت.
💡 داده دست عشق یار، خاک هستیم بر باد رفته از جفای او، بر فلک غبارم بین
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به بر باد رفته اشاره کرد.
💡 بیدل غبار ما ز چه دامن جدا فتاد بر باد رفتهایم و همان دست سودنست
💡 خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد آن یار نیست کش یار از یاد رفته باشد